ميرزا محمد على وفا زواره اى
171
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
شحنه 123 اسمش محمّد مهدى خان و از اشراف امراى مازندران بهشتنشان است . اميرى است پاكدامن و دليرى پيرايهء تيغ و جوشن . شجرهء ثمرهء فتوّت است و اصلهء نوبر مروّت . در آيين جوانمردى طاق است و در حسن اخلاق ، يگانهء آفاق . والد ماجدش كه دار السّرور هرات را محل اقامت ساختى و لواى امارت به اقصى درارى « 1 » افلاك افراختى ، نادر شاه افشارش به نظم ممالك طبرستان مأمور و سكّان آن ديار را به قدومش ، مسرور داشت . عهدى به شغل بيگلربيگىگرى آن ممالك ارم مسالك ، داد رعيتپرورى دادى و ابواب مرام بر روى اقاصى و ادانى « 2 » گشادى . خان مشار اليه در آن ديار پا به عرصهء وجود گذاشت . رفتهرفته علم « 3 » آزادگى افراشت . در به دو دولت شاهنشاه معدلت شعار ، فتحعلى شاه قاجار - خلّد اللّه ملكه - حسب الامر ، به التزام خدمت رخشان گوهر عمّان خلافت كبرى ، حسينعلى ميرزا ، 124 فرمانرواى ممالك « 4 » فارس ، به مناصب عاليه سرافراز و به رفعت شأن ، از همگنان ممتاز بود . از جمله به شغل شحنگى شيراز ارم طراز ، توجّه آوردى و به اقتدار تمام ، مدّتها حفظ مال و حراست اهل و « 5 » عيال سكنهء آن ديار كردى . به نوعى كه از بيم احتسابش كهربا ، دست تعرض از سر كاه كوتاه كردى و مغناطيس ، جذب آهن ، به خاطر نياوردى . دزد انديشه را عسس حزمش بر در نقب خيال ، دست بر قفا بستى و كمندانداز و هم از چنگ سرهنگ شبگرد خاطر آگاهش نرستى . در عهد حراستش « 6 » ، جز ابروى دلبران تيغى نياهيخت و خونى مگر از حلق صراحى نريخت . از سياستش نه همين گرگ تيزدندان ، انياب به خون گوسفندان نيالود و شير شرزه قصد صيد گوزنان ننمود ، بلكه فاره را سرقت با آنكه طبيعى او است ، فراموش و ديك را با همه
--> ( 1 ) - نم : ذراى ( 2 ) - قاصى و دانى ( 3 ) - قد آزادگى ( 4 ) - ( ندارد ) ( 5 ) - ( ندارد ) ( 6 ) - جرّ ابّهتش